عشق

سلام به همه دوستان...

امروز می خوام نظر مو در مورد یه  موضوع غریب اشنا برای همگیمون بگم.خوشحال میشم اگه نظر واقعیتون رو با صداقت بهم بگید...

عشق...

با یه سوال شروع میکنم....نظر شما در مورد عشق چیه؟واقعا عشق یعنی چی؟

من چند وقتی میشه به این کلمه دارم فکر میکنم.شروعش از وقتی بود که سر کارم که کتاب بود رو ی یه کتابچه های کوچیکی  نوشته بود عشق یعنی.... کلی جمله بود ولی ذهنم درگیر شد که عشق واقعا چیه.از سر پرستم که یه خانم بود پرسیدم به نظرتون عشق یعنی چی از نظر شما(البته چون کارمون کتاب بود و طرف ظرفیتشو داشت و ادم فهمیده ای بود پرسیدم)جوابش جالب بود...گفت عشق یعنی  یک نوع دلخوشی...مثلا بین پسر دخترها عشق کسی که با دیدنش خوشحال شی و موقتا یکم خوشحال باشی..یعنی هر چیزی که ادمو سرگرم کنه و جالب باشه براش معنی عشق رو میده...خوب اینم یه نظره دیگه..

از بچگی  این کلمه برام جالب بوده و به مرور زمان چیزای عجیبی تو معنای این کلمه دیدم و به مرور زمان نظرم عوض شده و شاید کاملتر شایدم ناقص تر شده...به نظرتون نظر این خانوم درسته؟

من معنی های زیادی ازش دیدم...از معنی های معنوی تا هر معنی پست و خواری...مثال بزنم..مثال معنوی این که  کسی واقعا عاشق خدا باشه...ومثال پست(البته از نظر من)شایدشما هم عکس دخترهای نیمه عریان یا خوش اندام یا دخترهای که چهر های قشنگی دارن رو دیدید که میگن عشق...و مدلهای مختلف....واینجا سوال پیش میاد...حداقل در مورد جنس مقابل(نه مخالف)..شماکی می تونید بگید که عاشق کسی هستید؟عشق رو تو چی می بینید؟در مورد معشوقه خودتون یا حداقل معشوقه اید ه الی که دارید چه تصویری تو ذهنتون هست؟

 

و البته جواب خودم:

من عشق رو تو صداقت و پاکی ذاتی و واقعی و عمل یه انسان(به معنای انسان واقعی) میبینم...مثلاعشق رو  تو این میبینم که  خودم چقدر ویژگی های که گفتمو دارم نه اینکه طرفم چقدر به من وفاداره...عشق رو تو این میبینم که دروغ نگم نه این که طرفم با من صادق باشه تو این میبینم که اگه به کسی گفتم دوستت دارم واقعا از ته دل باشه و نه اصطلاحا برای مخ زدن  تو این میبینم که خودم وفادار باشم حتی اگه طرف مقابلم وفادار نباشه تو این میبینم که چشم و گوشم رو عاشق کنم...عشق  تو تکامل خودم میبینم فکر میکنم اگه واقعا عاشق باشم باید به این باید فکر کنم که خودم چقدر کامل شدم و به ذات انسان واقعی نزدیک شدم تا بلکه اینطور برای خودم و طرف مقابلم انسان مفید تری باشم...و اینطور میگم که این عشقه منه...و وقتی به طرف مقابلم میگم عشقه من...منظورم اینه که من   سعی میکنم برات انسان(معنی که گفتم باشم)باشم...توی این چند سال ایه قضیه کاملا برام بارها ثابت شد که هر عملی یک عکس العمل داره و تا وقتی که صفاتی رو که گفتم تا نداشته باشیم نمیتونیم عاشق باشیم...چرا؟وقتی ما انسان نباشیم و دروغ بگیم...فرقی نمیکنه کوچیکو بزرگ یا مصلحتی  یا هر چیزی.. اون قانون طبعیت یعنی هر عمل یک عکس العمل باعث میشه تا طرفمون هم دروغ بگه و به همین صورت....و به همین صورت ادامه پیدا میکنه تا این که روابط  به سمت سردی میره..اون وقت میشینیم فکر میکنیم که چرا شکست خوردیم چرا طرف مقابلمون بهمون وفادار نبود چرا بهمون خیانت کرد چرا و چرا و چرا....بله اینا همه قانون طبعته و عکس اعمل رفتار خودمونه...

خوش حال میشم اگه با حوصله بخونید  و نظرتون رو بگید تا اگه نظرم و طرز فکرم اشتباه بود به اشتباه خودم پی ببرم...ممنون ازهمتون که به  الاچیق سر میزنید....

/ 6 نظر / 25 بازدید
عاطفه (طلوعي دوباره)

امام کاظم-ع: هر که خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب روز قیامت را از او باز می دارد. سلام دوست گرامي ممنونم. آپ جالبي بود. التماس دعا. يا حق. [گل]

dمرجان

چه خوب که ادم به این درجه از کمال برسه

هادی هادی کامران

سلام و درود به روزم با : " جسد تکه تکه زمان . . ." قلم رنجه کنید . خدای سکوت نگهدارت باد . . .[گل]

سعیده

آرزو میکنم همیشه پیش عشقت بمونی و هیچوقت ازش جدا نشی هیچوقت.دلم برای عشقم خیلی تنگ شده دیگه نمی بینمش

سلام اپ جالبی بود راستی کنکور رو چکار کردید منم لینکتون کردم